| |
| یکشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1390 |
| احمدرضا |
حالا رفتی آمریکا! تو اون تیم در پیت که نه برات هورا می کشن نه وقتی عکست میفته روی مانیتور ورزشگاه اسمت رو هوار می زنن.
خواهشا نه براشون آدامس بجو نه کارشون گیر کرد کله ملاق بزن!

|
|
| |
| یکشنبه 17 مرداد ماه سال 1389 |
| تنفس! |
| من زندم! هنوز نفس می کشم با اینکه اینترنت ندارم! |
|
| |
| سه شنبه 22 تیر ماه سال 1389 |
| ادامه..٬! |
در ادامه بر انگیخته شدن احساسات زنانگیم تصور می کنم دختر عروسک بدستی هستم که مادرشو گم کرده! |
|
| |
| یکشنبه 20 تیر ماه سال 1389 |
| آپدیت فتوبلاگ |
مثل همین چند وقت که نمی رم عکاسی، باز نشستم از تو آرشیو عکس پیدا و ادیت کردم تا فتوبلاگه بروز بشه! دقیقا مثل زمانی که آب جوش می ریزی ته ظرف!!
لینک عکس: یکروز با بچه های خوابگاه نابینایان مشهد
|
|
| |
| شنبه 19 تیر ماه سال 1389 |
| این روزا |
یک کار مفیدی که در این چند روز بیکاری می کنم خوندن کتاب وداع با اسلحه است. 
|
|